پرش به محتوا

اسلام شناسی

پژوهش‌های نوین درباره اسلام

درباره‌ی کتاب حاضر

کتاب حاضر تجربه‌ای نوین در پژوهش‌ِ تاریخ‌ِ آغازین‌ِ اسلام است. به خلاف‌‌‌ِ پژوهش‌های تاکنونی درباره‌ی تاریخ اسلام که همواره با اتکا به روایات اسلامی صورت گرفته است، این کتاب تکیه خود را بر مدارک واقعی گذاشته است: سکه‌ها و سنگ‌نبشته‌ها. نویسنده تلاش کرده که با استفاده از مدارک موجود، آغاز اسلام را بازسازی کند و در مسیر این بازسازی، غیرتاریخی بودن روایات اسلامی را آشکار نماید.

مسیر بازاندیشیده‌ شده‌ی تاریخ آغازین اسلام، این دسته از پژوهشگران را به این نتیجه رساند که سرچشمه‌ی اسلام امروزی، مسیحیت شرق بوده که در قلمرو ایران‌ِ ساسانی، به ویژه در میانرودان و خراسان بزرگ بیش از چهار سده ریشه دوانده بود. در این روند بسیار پیچیده‌ی دگردیسی از مسیحیت به اسلام، مکه و مدینه اصلن نقشی نداشته‌اند و به پیرو آن نیز پیامبری به نام محمد وجود‌ِ تاریخی نداشته است.

ادامه مطالعه …

تاریخ‌نگاران اسلامی پس از سده‌های ۹ و ۱۰ میلادی الگوی بنیادینی (پارادایم) را جا انداختند که گویا با ظهور «محمد» در مکه و «نخستین دولت – شهر» اسلامی یعنی مدینه، از همان آغاز یک الهیات اسلامی شکل گرفته شده بود. پژوهش‌های نوین اسلام‌شناسی با اتکا به مدارک واقعی و منابع معاصر غیراسلامی نشان می‌دهند که چنین نبوده و اسلامی که هم اکنون ما می‌شناسیم پیامد چند سده ستیزهای کلامی بوده است. همچنین این پژوهش‌های نوین بر این باور هستند که مبانی آغاز اسلام بر پایه‌ی مسیحیت شرق (میانرودان و ایران) بوده است، و محمد و علی نه دو شخصیت تاریخی که دو شخصیت دینی – آیینی بوده‌اند که بر دو درک گوناگون از مسیح شکل گرفته بودند: خراسانی‌ها و در صدر آن‌ها عبدالملک مروان از محمد یا مسیح مکاشفه‌ای پیروی می‌کردند و خود را «آل محمد» می‌نامیدند و درک کرمانی‌ها از مسیح، یک مسیح ناکام بوده که در قالب علی، متبلور شد. اینان خود را «بن علی آل کرمانی» معرفی می‌کردند.

  ادامه مطالعه …

حدود دو سال و نیم پیش، به هنگام بحث و گفتگو درباره‌ی اسلام، یکی از دوستانم از نتایج کارهای این پژوهشگران سخن به میان آورد. در آن زمان، این درک با مقاومت شدید خود من روبرو شد. اساسن برای من غیرقابل پذیرش بود که فرآیند شکل‌گیری اسلام بدون پیامبری به نام محمد به فرجام رسیده باشد. در ابتدا حتا حاضر به خواندن نوشته‌های این پژوهشگران نبودم. دلیل‌اش هم ساده بود: زیرا تا آن زمان خود من تمام مقالات و نوشته‌هایم را بر اساس‌‌ِ تاریخ طبری، ابن هشام و بلاذری و غیره نوشته بودم. این، به گونه‌ای هویت من بود که طی چند سده شکل گرفته شده بود: حالا، «عده‌ای» می‌گویند که تاریخ اسلام مسیر کاملن دیگری را طی کرده و پیامبری به نام محمد وجود نداشته است. به هر رو، پس از درنگ بسیار، دل به دریا زدم و مطالعه‌ی کتاب‌های این پژوهشگران را آغاز کردم. این برای من بسیار قابل فهم و طبیعی است که ایرانیان به ویژه مسلمانان معتقد نسبت به این پژوهش‌ها نه تنها با شک که با خشم بنگرند. این رفتار برای موجودی مانند انسان که حیوانی عادتمند است بسیار طبیعی است. زیرا تمام زندگی ما انسان‌ها بر مدارهای عادت سیر می‌کند. کافی است که کارها و فکرهایی که می‌کنیم هر روز بنویسم تا ببینیم «عادت» یعنی چه!

در این جا یکی دو نکته را از کتاب «آغاز اسلام: از اوگاریت به سامره» را بازگو می‌کنم تا اندکی مزه و مسیر این پژوهش‌ها روشن شوند.

  ادامه مطالعه …

ب. بی‌نیاز (داریوش)

به تازگی کتاب‌ِ «از اوگاریت به سامره» نوشته‌ی فلکر پپ Volker Popp که بخش بزرگی از مجموعه‌ی کتاب‌ِ «آغاز اسلام» را تشکیل می‌دهد به فارسی برگردانده شده و هم اکنون در اختیار خوانند‌گان قرار دارد.

 ******

به خلاف‌ِ اسلام‌شناسی‌ِ سنتی که همه‌ی بررسی‌ها و تحلیل‌های خود را با اتکا به وقایع‌نگاری اسلامی انجام می‌دهد، این کتاب به گونه‌ای موشکافانه و ریزبینانه با کمک مدارک واقعی و ملموس یعنی سکه‌ها، سنگ‌نبشته‌ها و منابع معاصر بر آغاز اسلام پرتوافکنی می‌کند. در روند این بازسازی تاریخی، نویسنده نشان می‌دهد که تاریخ اسلام به خلاف گزارشات وقایع‌نگاران اسلامی با پیامبری به نام محمد آغاز نشده است، زیرا او هیچ‌گاه موجودیت تاریخی نداشته است.

ادامه مطالعه …

ب. بی نیاز (داریوش)

پیش‌سخن

موضوع جمع [در این جا منظور از واژه‌ی «جمع» همان «گردآوری» فارسی است] و تدوین قرآن یکی از بحث‌انگیز‌ترین موضوعات اسلام‌شناسی بوده و هست. مقاله‌ی حاضر، درون‌مایه‌ و مبانی نظرات اسلام‌شناسان جهان در این مورد را به خواننده معرفی می‌کند.

گفتنی است که این نوشتار با اتکاء کتابی است به نام «زبان قرآن، تفسیر قرآن» نوشته شده است. این کتاب مجموعه‌ای از مقالات اسلام‌شناسان‌ِ غربی است که دکتر مرتضی کریمی‌نیا به فارسی ترجمه کرده و انتشارات هرمس آن را در سال‌های ۱۳۹۰ و ۱۳۹۲ (چاپ اول و دوم) منتشر کرده است.

این کتاب ترجمه شیوا و علمی‌ای از مقالات مهم در حوزه‌ی اسلام‌شناسی است. دکتر کریمی‌نیا جزو معدود کسان در ایران است که تلاش دارد روش‌ها و شیوه‌های عقلانی‌ را [در اسلام‌شناسی و دین‌شناسی] در کنار علم‌کلام [الهیات] اسلامی جا بیندازد. به هر رو، ضروری است که از همه‌ی کسانی که تلاش می‌کنند در شرایط کنونی ایران راه باریکه‌ای برای عقلانیت در حوزه‌ی دین باز کنند، قدردانی کرد. زیرا، در این جا مهم نیست که راه عقل، ما را به چه نتایجی می‌رساند، مهم این است که راه عقل، راه گفتگو و گفتمان‌هاست، راه زدون تعصب‌ها و پیشداوری‌هاست. همچنین از مقدمه‌ی فرهنگ قرآن که دکتر محمد علی امیر معزی آن را به زبان فرانسه نوشته و آقای مجید منتظرمهدی آن را به فارسی برگردانده است، استفاده کرده‌ام. این مقاله‌ی علمی در اینترنت قابل دسترس است.

ادامه مطالعه …


ب. بی نیاز (داریوش)

اگر به طور موقت از احادیث و تاریخ‌نگاری اسلامی که حدود ۲۰۰ سال پس از قدرت‌گیری عرب‌ها به نگارش در آمدند صرف‌نظر کنیم، به راستی چه مدارک واقعی و ملموس تاریخی وجود علی‌ِ تاریخی را – و همچنین خلفای راشدین- گواهی می‌کنند؟ طبق آگاهی‌های تاکنونی ما، هیچ مدرک تاریخی وجود علی را گواهی نمی‌کند. تنها «مدرکی» که از علی به جا مانده همان «نهج‌البلاغه» است که می‌دانیم این کتاب حدود ۴۰۰ سال پس از «مرگ علی» توسط فردی به نام سید رضی [ابوالحسن محمد بن الحسین بن موسی] به نگارش در آمده است. ما تاکنون هیچ کتیبه، پاپیروس و پرگامنت یا نوشته‌ای که توسط علی [یا منشی بلاواسطه و همزمان او] به ثبت رسیده باشد، به دست نیاورده‌ایم. این که منابع سید رضی در جمع و جور کردن این کتاب چه بوده، بر ما معلوم نیست.

ادامه مطالعه …

ب. بی‌نیاز (داریوش)

اساس‌ِ دستگاه فکری یا به سخنی دیگر الگوی غالب (پارادایم) اسلامی بر این ستون‌ها استوار است: ۱- قرآن، وحی خدا به محمد است [وحیانی بودن قرآن]، ۲- قرآن به زبان روشن (مبین) عربی به محمد وحی شده است [عربی بودن قرآن]، ۳- قرآنی که هم اکنون موجود است همانی است که عثمان بین سال‌های ۶۵۰ تا ۶۵۶ میلادی (۲۸ تا ۳۴ به اصطلاح هجری) جمع‌آوری کرده است [یگانه بودن قرآن].

در دو نوشتار پیشین به دو سوره‌ی قرآن پرداختیم و دیدیم که منابع و مصادر سوره‌ی کهف و سوره‌ی الروم در اصل به زبان سُریانی بوده است: سوره‌ی کهف با اتکاء به سرودهای اسکندر [هراکلیوس] نوشته شده و سوره‌ی الروم با اتکاء به تبلیغات سیاسی‌ِ و دینی هراکلیوس به نگارش در آمده است. همین سوره به شکل روشن‌تری در کتاب پنجم تاریخ تئوفیلاکت سیموکات آمده است.

اگرچه دو سوره‌ی نامبرده به مسایل سیاسی آن روزگاران مانند جنگ هراکلیوس علیه یاجوج و ماجوج (هون‌ها) [سوره کهف] و جنگ بیزانس علیه ایران‌ِ ساسانی [سوره‌ الروم] می‌پردازند و به اصطلاح هر دو هیچ ربطی به «دین نوین اسلام» ندارند، ولی ظاهراً این غیروحیانی بودن قرآن مزاحم کسی نیست و متکلمان اسلامی و اسلام‌شناسی سنتی هنوز بر این اصل پافشاری می‌کنند که گویا خدا [الله] این آیات را به شکل وحی بر محمد فرستاده است.

ادامه مطالعه …

این نوشته در واقع بخشی از ترجمه کتاب‌ِ «آغاز اسلام – از اوگاریت به سامره» نوشته فُلکر پُپ Volker Popp است. ترجمه‌ی این کتاب به زودی در اختیار خوانندگان قرار خواهد گرفت.

ب. بی‌نیاز (داریوش)

*************

پیشتر در نوشتاری زیر‌ِ عنوان ذوالقرنین قرآن کیست، به منشاء تاریخی ذوالقرنین و سند‌ِ اصلی سوره‌ی «کهف» در قرآن پرداخته شد. در آن نوشتار گفته شد سوره‌ی کهف عملاً همان سرودهای اسکندر به زبان سُریانی است که یک شاعر مداح مسیحی آن را برای هراکلیوس بین سال‌های ۶۲۹ تا ۶۳۰ میلادی سروده بود و ذوالقرنین قرآن همان هراکلیوس، امپراتور‌ِ مؤمن مسیحی بوده است. مقایسه سرودهای اسکندر سُریانی با سوره‌ی کهف قرآن نشان می‌دهد که این دو متن عملاً یکی هستند. به سخن دیگر، سوره‌ی کهف‌ِ قرآن همان سرودهای اسکندر برای هراکلیوس است که به زبان سُریانی سروده شده است.

ادامه مطالعه …

ب. بی نیاز (داریوش)

نخست ببنیم ویکی‌پدیا زیر عنوان «امیرالمؤمنین» چه می‌گوید:

«امیرالمؤمنین در لغت به معنی «سَروَر مؤمنان» است. این لقب با مضمون سیاسی و دینی در منابع اسلامی در بین مسلمانان رواج داشته است. منابع تاریخی عمربن خطاب را اولین کسی می‌دانند که به امیرالمؤمنین ملقب شد. ابن خلدون عبدالله ابن جحش، برخی دیگر عمرو عاص و عده‌ای نیز مغیرة بن شعبه را اولین کسانی می‌داند که به عمر این لقب را دادند؛ هرچند عبدالله ابن جحش قبل از خلافت عمر مرده و نمی‌توانسته اعطا کننده این لقب باشد.

مسلمانان اهل سنت از لقب امیرالمؤمنین برای همهٔ خلفای راشدین، اموی و عباسی استفاده کرده‌اند.

ادامه مطالعه …

inschrift-11دکتر مسعود امیر خلیلی

 از چهار خلیفه صدر اسلام ( خلفای راشدین ) هیج سند و مدرکی ( پاپیروس، سکه، یا سنگ‌نبشته ) که در قرن ۷ نوشته، ضرب، یا حکاکی شده باشد پیدا نشده است. تمام اطلاعات از این چهار خلیفه را تاریخ نویسان عرب و ایرانی حدود ۲۰۰ سال بعد، بدون ارائه یک سند، به طور شفاهی (تاریخ شفاهی ) به ما داده‌اند. اولین مدارک ( اسناد ) از خلفای عرب که در قرن ۷ میلادی نوشته شده اند به معاویه تعلق دارند. از معاویه سکه و دو سنگ نبشته که در قرن ۷ میلادی ضرب و حکاکی شده اند در دسترس است. همچنین دو تاریخ نویس مسیحی قرن ۷ میلادی نیز از معاویه خبر داده اند. اولین سکه ها از معاویه در سال ۶۶۲ در داراب ( فارس ) ضرب شده اند (در سال ۶۴۸، ۵ سال قبل از مرگ یزدگرد سوم، سلم ابن زیاد در دارب به نام خود سکه ضرب کرد و در همین سال یک  خویشاوند سلم ابن زیاد به نام عبیدالله بن زیاد در زرنج – سیستان - نیز سکه به نام خود ضرب کرد ).

ادامه مطالعه …

گفت‌وگو با کارل هاینتس اولیگ

ترجمه و مقدمه: یاسر میردامادی

منبع: رادیو زمانه

مقدمه: حسن یوسفی اشکوری، روشنفکر دینی و تاریخ‌پژوه ایرانی مقیم آلمان، در یکی از نوشته‌های اخیرخود[۱] با اشاره‌ای گذرا به بحث “انکار وجود تاریخی محمد” در حاشیه چنین می‌نویسد: «[...] تاکنون هیچ محقق و مورخی (حتی نامسلمانان) وجود تاریخی محمد بن عبدالله را در قرن هفتم میلادی در حجاز انکار نکرده. [...] در سالیان اخیر شخصی به نام “کالیش” در آلمان از مسیحیت به اسلام گروید و سالیانی استاد اسلام‌شناسی دانشگاههای این کشور بود و آنگاه در سیر فکری خود وجود تاریخی محمد را انکار کرد ولی باز هم خود را مسلمان می‌دانست و در نهایت رسما اعلام خروج از اسلام کرد.» این داوری (مبنی بر این‌که «هیچ» مورخی تا کنون وجود تاریخی محمد پیامبر را ردّ نکرده است)، گرچه باوری رایج است اما خطا است زیرا نه فقط چند سطر بعد خود نویسنده از پژوهشگری آلمانی به نام اِسوِن کالیش (‪Sven Kalisch) نام می‌برد که منکر وجود تاریخی محمد پیامبر گردیده[۲] و بدین شیوه، داوری کلی چند سطر پیش خود را نقض می‌کند، بلکه هم‌چنین می‌دانیم کالیش نه یگانه محققی است که در وجود تاریخی محمد پیامبر تردید پژوهشگرانه روا داشته و نه برجسته‌ترین آن‌ها است.

ادامه مطالعه …

کتابی که در پیش روی شماست، در مبحث دین‌شناسی است. متأسفانه به دلایل روشنی جامعه‌ی ایران از سنت علمی دین‌شناسی برخوردار نیست و در این زمینه ما اساساً ادبیاتی نداریم. علت اصلی این است که علم دین‌شناسی، فقط در محیط‌هایی رشد کرده و می‌کند که در آن فرهنگ فلسفی یعنی فرهنگ‌ِ پرسشگری جا افتاده است. علم دین‌شناسی و علم کلام دو حوزه‌ی کاملاً متفاوت هستند که با روش‌های گوناگون و حتا متناقض بدانها پرداخته می‌شود. برای روشن ساختن موضوع ابتدا به تعاریفی که برای دین‌شناسی و علم کلام شده است، می‌پردازم.

آرامش دوستدار در کتابش، «امتناع تفکر در فرهنگ دینی»، از علم دین‌شناسی تعریف نسبتاً دقیقی ارایه داده است. او می‌نویسد:

« دین شناسی (تطبیقی)، علمی که به صورت رشته‌ی دانشگاهی ظاهراً فقط در آلمان وجود دارد، وظیفه‌ و هدفش دفاع از «حقایقی» نیست که این یا آن دین، مثلاً مسیحیت یا اسلام، مدعی آنند. نه علم کلام است، نه تاریخ‌نگاری محض رویدادهای دینی و نه تحقیق جامعه‌شناختی در دین به منزله‌ی پدیده‌ای میان دیگر پدیده‌های جامعه‌ساخته و جامعه‌ساز، در عین حال از مصالح و نتایج این زمینه و زمینه‌های پژوهشی دیگر برای پرداختن به حوزه‌ی موضوعی خود و مسایل آن کمک می‌گیرد. دین شناسی تطبیقی که مانند هر دانش دیگر ناوابسته به این یا آن بینش دینی‌ست، پژوهشی‌ست در پدیده‌ی دین به منظور فهمیدن و شناختن شکل‌ها، ساختارها و محورهایی که ویژه‌ی چنین پدیده‌ای هستند. پدیده‌ی دین را فقط از طریق مطالعه نمودارهای تاریخی آن می‌توان شناخت، به این سبب دین شناسی باید تطبیقی و «غیردینی» باشد. «غیردینی» بودن یعنی در همه‌ی دینها، اعم از «ابتدایی» و «عالی» به یک چشم ادامه مطالعه …


ب. بی‌نیاز (داریوش)

 تاریخ دو سده‌ی آغازین اسلام که تا کنون به عنوان یک پارادایم [الگوی بنیادین] بر نگرش و جهان‌بینی ما چیره گشته، بر داستان‌ها و اسطوره‌هایی پایه‌ریزی شده که از سوی یک هیئت‌تحریریه به نام «نهاد طبری» آفریده شده است. جهان اسلام که ایران نیز بخش اساسی و تعیین‌کننده‌ی آن بوده و هست، از فرهنگی تغذیه می‌کرده که به درستی نام «فرهنگ دینی» [آرامش دوستدار] بدان داده شده است. فرهنگی که از پرسش‌های عقلانی فرسنگ‌ها بدور بوده است و هر چه از گذشتگان به آن رسیده بود، بدون نقد و بررسی‌ِ نقادانه بلعیده و همان‌ها را به اشکال نوینی باز آفرینی کرده است و به خورد نسل بعدی داده است.

گفته می‌شود که «اسلام» از خلال‌ِ سه جنگ بزرگ به اسلام تبدیل شده است! جنگ یرموک [آگوست ۶۳۶ میلادی]، جنگ قادسیه [۶۳۸ یا ۶۳۶ یا ۶۳۷ میلادی] و سرانجام جنگ نهاوند [۶۴۲ میلادی]. و نیز گفته می‌شود که هر سه جنگ در زمان خلافت‌ِ عمر رخ داده است و در این جنگ‌ها نزدیک ۳۰۰ هزار نفر از سربازان رومی و ایرانی کشته شده‌ و در مقابل چیزی حدود ۲۰ تا ۳۰ هزار نفر مسلمان جان خود را از دست دادند.

ادامه مطالعه …


دکتر مسعود امیر خلیلی

«تمام بخش های دانش بشری موضوع نقد و وارسی هستند» - کانت (۱)

 تاریخ نویس فقط  باید نشان دهد که «در واقع گذشته چگونه بود »

The task of the historian is ” simply to show how it really was“ (۲)

 لئوپولد فون رانکه  Leopold von Ranke تاریخ نویس آلمانی  [۱۸۸۶ – ۱۷۹۵]

 « طبری هم به عنوان یک‏ مورّخ دقیق و هم به عنوان یک سیاست‌مدار و فقیه معتدل، نمونه برجسته‏ای از تاریخ‏نگاری‏ کمابیش علمی در نخستین سده‏های اسلامی ارائه داده است. کتاب او برای آگاهی از اوضاع‏ سیاسی- اجتماعی دوران مورد مطالعه ما از منابع بسیار ارزشمند است.» ( دکتر میرفطروس)

http://iranshahr.org/?p=13166 

  شرق‌شناس آلمانی ، Theodor Nöldeke - تئودور نولدکه ( ۱۸۳۶ – ۱۹۳۰میلادی)، اشاره می‌کند که طبری مشخص نکرده که از چه منبع خبری اطلاعات (تاریخی) خود را به دست آورده است و فقط در مواردی و آنهم به طور غیرمستقیم طبری از افراد مطلع نام برده است که این اخبار را به او داده‌اند. این شرق‌شناس ادامه می‌دهد که طبری در بخش تاریخ ساسانیان حتا از نام بردن این افراد مطلع نیز ادامه مطالعه …


دکتر مسعود امیر خلیلی

 این نقاشی فرار جنگجویان ساسانی از میدان جنگ ( قادسیه ؟ یا نهاوند؟ ) و وضعیت ناامید کننده اشراف  سلسله ساسانیان را به نمایش گذاشته است. به طور قطع نقاش بعد از مطالعه تاریخ طبری و یا تاریخ نویسان عرب این تصویر را نقاشی کرده است. تاریخ‌نویسان مسلمان قرن ۸ و ۹ میلادی اشاره‌ای دقیق به تاریخ جنگ قادسیه (۶۳۶، ۶۳۷ یا ۶۳۸) نکرده‌اند، اما در عوض طبری دقیقا از تعداد نفرات هر دو سپاه خبر می دهد: ایرانیان صد هزار سپاهی و تعدادی فیل جنگی و اعراب سی هزار جنگجو در جبهه قادسیه در مقابل یک دیگر صف آرایی کرده بودند. در جنگ قادسیه وزیدن یک طوفان شن بسوی سپاهیان ساسانی نیز به پیروزی اعراب کمک کرد. طبری اشاره به یک نامه از پادشاه پوراندخت می‌کند که در آن حکم فرمانده‌ای کل سپاه ایران به رستم ابلاغ شده است. هیچکدام از این نامه‌ها  که طبری ار آن ها خبر داده است (نامه های عمر و ابوبکر به فرمانده های عرب در جبهه های جنگ ) تا به امروز یافت نشده‌اند. طبق اخبار این تاریخ‌نویسان نفرات سپاه اعراب در تمام جنگ‌ها علیه بیزانس و ایران به مراتب کمتر از طرف مقابل بوده و با این وجود همیشه عرب‌ها پیروز شدند. در جنگ نهاوند، به نقل از این تاریخ‌نویسان، ایرانیان ۱۵۰۰۰۰ هزار جنگجو که تعدادی از آنها نیز با زنجیر به یک دیگر بسته شده بودند (که فرار نکنند) در مقابل ۱۰۰۰۰ سپاه اعراب قرار داده بودند. در جنگ با بیزانس  ادامه مطالعه …