پرش به محتوا

اسلام شناسی

پژوهش‌های نوین درباره اسلام

 ب. بی‌نیاز (داریوش)

به تازگی سه کتاب تازه با عنوان‌های «آغاز‌ِ ستایش علی و شکل‌گیری جهان‌بینی عباسیان»، نویسنده ریموند دکوین (Raymond Dequin)، «یکتاپرستی و زبان خشونت» اثر‌ِ پروفسور دکتر یان آسمن (۱) و «ام‌الکتاب» به ویراستاری ولادیمیر الکسویچ ایوانف شرق‌شناس و یکی از برجسته‌ترین اساتید در زمینة تحقیقات مربوط به فرقة اسماعیلیه، توسط انتشارات پویا منتشر شد.

در این جا تلاش می‌کنم نگاهی کوتاه به بُن‌مایه‌های این سه کتاب بیندازم.

ادامه مطالعه …

ب. بی‌نیاز (داریوش)

این نوشتار اساسن از رساله‌ای به نام «آغاز ستایش علی و شکل‌گیری جهان‌بینی عباسیان» که ریموند دکوین نوشته برگرفته شده است. رساله‌ی نامبرده را به فارسی ترجمه کرده‌ام و در آینده‌ی نزدیک به صورت کتاب در اختیار خوانندگان علاقه‌مند قرار خواهد گرفت. موضوع اصلی کتاب نه بررسی محمد‌ِ تاریخی بلکه علی‌ِ تاریخی است. به سخن دیگر، بخش مربوط به محمد، جزئی کوچک از این رساله می‌باشد که نویسنده‌ی کتاب با اتکا به پژوهش‌های همکاران دیگر چکیده‌وار به آن پرداخته است. سلیمان بشیر طی مطالعات بسیار دقیق‌ِ احادیث و روایات اسلامی دریافت که محمد بن حنفیه و محمد‌ِ پیامبر [محمد بن عبدالله] عملن از یک زندگینامه برخوردارند. او پژوهش‌های خود را در کتابی با عنوان «مقدمه فی التاریخ الآخر» (۱۹۸۴) ارایه داده که ریموند دکوین با اتکا بدان، به این موضوع اشاره کرده است.

همان گونه که در کتاب‌های ترجمه‌شده مانند «از بغداد به مرو» و «از اوگاریت به سامره» و مقالات دیگر www.eslamshenasi.net آمده، شخصیت‌ِ تاریخی‌ای به نام محمد وجود خارجی نداشته و کتاب‌هایی که دو سده پس از قدرت گرفتن عرب‌ها نوشته شده مانند «سیره رسول‌الله» ابن هشام، «تاریخ طبری»، «طبقات» ابن سعد و غیره اساسن محصولات‌ِ ایدئولوژیک‌ِ دوره‌ی عباسیان بوده است. این مقاله از زاویه‌ای دیگر به همین موضوع می‌پردازد.

ادامه مطالعه …

ب. بی‌نیاز (داریوش)

 

اشاره‌ای کوتاه

نوشتارهایی که تاکنون از سوی نگارنده ترجمه یا نوشته شده‌اند بر نظریه استوار هستند که خاستگاه اسلام در میانرودان و ایران بوده و نه مکه و مدینه. این نظریه همچنین می‌گوید که مسیحیت‌ِ شرق و شاخه‌های گوناگون‌ِ گنوسی، نقطه‌ی آغاز‌ِ آن دینی بود که پس از دو سده به نام اسلام شکل‌ِ نهایی خود را گرفته است. موضوعی که در این نوشتار بدان پرداخته نشده است این پرسش است که: اگر خاستگاه اسلام، مسیحیت‌ِ شرق و گنوسی‌ها است و زبان‌ِ این بستر دینی سُریانی بوده پس چگونه و طی‌ِ چه فرآیندی زبان عربی توانست به عنوان‌ِ زبان‌ِ رسمی‌ِ اسلام خود را جا بیندازد. تلاش خواهم که در آینده تا آن‌جایی که منابع و پژوهش‌های تاکنونی امکان می‌دهند به این موضوع بپردازم.

از سوی دیگر باید یادآوری کرد که چیستی‌ِ اسلام در مرتبه‌ی نخست نه با قرآن بلکه با احادیث، روایات و مذاهب‌ِ چهارگانه تعریف می‌گردد. یعنی ادبیات ثانوی (احادیث و روایات) در اسلام بیش از خود قرآن اهمیت دارند. و درست همین احادیث و روایات هستند که اصول دین، فروع دین، آداب عبادت، آداب پاکیزگی (طهارت)، مسایل مربوط به ارث، مجازات، ازدواج و غیره را تعریف می‌کنند. این ادبیات ثانوی که عمدتن محصولات دوره‌ی عباسیان هستند شدیدن تحت‌ِ تأثیر ادبیات زرتشتی (نسخه‌ی ساسانی) می‌باشند.

ادامه مطالعه …

ب. بی‌نیاز (داریوش)

 

مرز میان دین و ایدئولوژی

در این جا تلاش می‌کنم مرز‌ِ بین دین و ایدئولوژی را مشخص کنم. دین تا آن‌جایی دین است که رابطه‌ی معنوی فردی انسان را با خدا در هر شکلی – خواه خدای طبیعی، خواه خدا در شکل بُت یا خدا به معنی انتزاعی‌اش-  بیان کند. به محض آن که دین مدعی پاسخگویی به همه‌ی مسایل انسانی مانند مسایل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی می‌شود، دیگر دین نیست، بلکه ایدئولوژی یا یک ابزار سیاسی است. از این رو، می‌توان گفت که ادیانی مانند یهودیت، مسیحیت و اسلام نخستین ایدئولوژی‌های کلاسیک بوده‌اند. زیرا این ادیان رسمی برای خود این جایگاه را قایل شده‌اند که می‌توانند با شریعت‌ِ خود به تمامی مسایل انسانی پاسخ گویند. نخستین حکومت‌ِ دینی یهودیان به پادشاهی حشمونائیم (۱۶۷ – ۶۳ پ. م) برمی‌گردد. اوج این حکومت ایدئولوژیک دینی در زمان الکساندر یانایی بود که «در تاریخ یهود به هیولایی جلاد مشهور است … او تنها فرمانروای یهودی تاریخ است که در سرزمین‌های زیر فرمان خود، مردم را به زور شمشیر ناچار به یهودی‌ شدن می‌کرد. … یانایی در طول فرمانروایی خود بیش از پنجاه هزار یهودی را کشت. او جلوی چشم فریسان‌ِ اسیر زن و بچه‌هایشان را کشت.» (۱) به سخن دیگر، در این دوره تعداد یهودیان کشته شده و فراری از اشغال دوگانه‌ی معبد که یک بار در سال ۵۸۵ پیش از میلاد توسط نبودکدنصر دوم و بار دیگر در سال ۷۰ میلادی توسط رومیان صورت گرفت، بسیار گسترده‌تر و خشن‌تر بوده است.

ادامه مطالعه …

ب. بی‌نیاز (داریوش)

 

تاریخ را صاحبان قدرت می‌نویسند، ولی …

تقریبن ۲۰۰۰ سال همه بر این پندار نادرست بودند که همین انجیل (عهد جدید) که شامل اناجیل چهارگانه‌ی متی، مرقس، لوقا و یوحنا است، تنها کتاب‌ِ مقدسی است که از زندگی مسیح گزارش داده است. لایه‌ی دیگر این پندار نادرست این بود که باز همه بر این نظر بودند که این اناجیل چهارگانه توسط نویسندگان‌ِ آنها یعنی متی، مرقس، لوقا و یوحنا نوشته شده است. به هر رو، این پندار نادرست از کتاب‌ِ مقدس مسیحیان و تاریخ مسیحیت توانست تقربین ۲۰۰۰ سال دوام بیاورد و تصویری از تاریخ مسیحیت برای نسل‌های آینده به جای بگذارد که پایه و اساس آن نادرست و ساختگی بوده است.

اگرچه تاریخ را پیروزمندان‌ِ صاحب‌ِ قدرت می‌نویسند ولی این بدان معنی نیست که حقایق تاریخی برای همیشه در زیر آوار‌ِ تاریخ پنهان باقی می‌مانند. این یک پرسش‌ِ زمان است که حقایق تاریخی چه هنگام از زیر آوار و ویرانه‌های تاریخ بیرون آورده می‌شوند.

ادامه مطالعه …

ب. بی‌نیاز (داریوش)

به تازگی کتاب‌ِ «از اوگاریت به سامره» نوشته‌ی فلکر پپ Volker Popp که بخش بزرگی از مجموعه‌ی کتاب‌ِ «آغاز اسلام» را تشکیل می‌دهد به فارسی برگردانده شده و هم اکنون در اختیار خوانند‌گان قرار دارد.

******

به خلاف‌ِ اسلام‌شناسی‌ِ سنتی که همه‌ی بررسی‌ها و تحلیل‌های خود را با اتکا به وقایع‌نگاری اسلامی انجام می‌دهد، این کتاب به گونه‌ای موشکافانه و ریزبینانه با کمک مدارک واقعی و ملموس یعنی سکه‌ها، سنگ‌نبشته‌ها و منابع معاصر بر آغاز اسلام پرتوافکنی می‌کند. در روند این بازسازی تاریخی، نویسنده نشان می‌دهد که تاریخ اسلام به خلاف گزارشات وقایع‌نگاران اسلامی با پیامبری به نام محمد آغاز نشده است، زیرا او هیچ‌گاه موجودیت تاریخی نداشته است.

تاریخ شکل‌گیری اسلام یکی از پیچیده‌ترین کلاف‌های تاریخی در منطقه‌ی خاور نزدیک و میانه بوده و هست. مسیحیت شرق بیش از چهار سده در ایران‌ِ ساسانی تثبیت شده بود. عرب‌های سُریانی که اکثرن عرب‌های به اجبار کوچ داده شده بودند، نمایندگان این جریان مسیحیت بودند، آن‌ها بیش از چهار سده در قلمرو ایران‌ِ ساسانی با ایرانیان در همزیستی به سر می‌بردند. همین عرب‌ها- که بعضی از مورخان به آن‌ها عرب‌های ساسانی می‌گویند- توانستند به همراه‌ِ همکیشان ایرانی خود طی دو شکست‌ِ بزرگ ایران از بیزانس در سال‌های ۶۲۲ میلادی در ارمنستان و ۶۲۷ میلادی در نینوا جانشین پادشاهان ساسانی بشوند و تاریخ ایران‌ِ پساساسانی را رقم بزنند. در این بازی‌ِ «سرنوشت»، عرب‌های مکه و مدینه و تمامی جنگ‌های افسانه‌ای مانند قادسیه و نهاوند در تاریخ ایران هیچ نقشی ایفا نکردند. نویسنده برای نخستین بار با مدارک انبوهی نشان می‌دهد که تاریخ طبری در حقیقت فقط «تاریخ رستگاری» یا عمومی‌تر گفته شود «قصاریخ» (قصه + تاریخ) است. در این کتاب همچنین نشان داده می‌شود که در پس مفاهیمی مانند محمد، امیرالمؤمنین، خلیفه، معاویه، عبدالمللک مروان، علی، حسن، حسین، موعودگرایی، مهدی‌گرایی و … چه عناصر دینی مسیحی، استوره‌ای و عناصر فرهنگی ایرانی و میانرودانی نهفته است.

  ادامه مطالعه …

ب. بی‌نیاز (داریوش)

تاریخ‌نگاران اسلامی پس از سده‌های ۹ و ۱۰ میلادی الگوی بنیادینی (پارادایم) را جا انداختند که گویا با ظهور «محمد» در مکه و «نخستین دولت – شهر» اسلامی یعنی مدینه، از همان آغاز یک الهیات اسلامی شکل گرفته شده بود. پژوهش‌های نوین اسلام‌شناسی با اتکا به مدارک واقعی و منابع معاصر غیراسلامی نشان می‌دهند که چنین نبوده و اسلامی که هم اکنون ما می‌شناسیم پیامد چند سده ستیزهای کلامی بوده است. همچنین این پژوهش‌های نوین بر این باور هستند که مبانی آغاز اسلام بر پایه‌ی مسیحیت شرق (میانرودان و ایران) بوده است، و محمد و علی نه دو شخصیت تاریخی که دو شخصیت دینی – آیینی بوده‌اند که بر دو درک گوناگون از مسیح شکل گرفته بودند: خراسانی‌ها و در صدر آن‌ها عبدالملک مروان از محمد یا مسیح مکاشفه‌ای پیروی می‌کردند و خود را «آل محمد» می‌نامیدند و درک کرمانی‌ها از مسیح، یک مسیح ناکام بوده که در قالب علی، متبلور شد. اینان خود را «بن علی آل کرمانی» معرفی می‌کردند.

ادامه مطالعه …

ب. بی‌نیاز (داریوش)

 

یادآوری

برای پی بردن به سرچشمه‌ی دشمنی‌ِ اسلام‌ِ رسمی با عرفان (گنوسیسم) نخست باید یگ گام‌ِ بلند‌ِ تاریخی به عقب برداشت، یعنی ببینیم که مشخصاتِ دینی – سیاسی عرفان در مسیحیت چه بوده است. زیرا عرفان‌ِ اسلامی پیوند‌ِ بسیار تنگاتنگی با عرفان‌ِ مسیحی و مسیح‌شناسی دارد.

در نوشتار‌ِ «نگاهی کوتاه به تاریخ‌ِ رسمی و ساختگی‌ِ مسیحیت» (۱) به این موضوع پرداخته شد که چه‌گونه مسیحیت‌ِ رسمی در زمان‌ِ کنستانتین به ایدئولوژی‌ِ امپراتوری‌ِ روم تبدیل شد و سپس کنستانتین برای ایجاد یک «وحدت ایدئولوژیک»، شورای نیقیه را در سال ۳۲۵ میلادی فراخواند و مبانی‌ِ مسیحیت رسمی را که تا کنون ادامه دارد، پایه‌گذاری کرد. همچنین گفته شد که از شورای نیقیه تا زمان‌ِ آتاناسیوس (۳۲۸) اسقف‌ِ اسکندریه، کلیسای رسمی امپراتوری کمتر سرکوب‌های فیزیکی را به کار می‌بست و بیش‌تر تلاش می‌کرد که از راه‌ِ اقناع و تطمیع، دیگر شاخه‌های مسیحی و به ویژه گنوسی‌ها را جذب خود نماید. آتاناسیوس پس از چند سال اعلام کرد که هر کس به اعتقادنامه‌ی شورای نیقیه باور ندارد، کافر و زندقه است. از همین زمان بود که سرکوب‌های خشن‌ِ فیزیکی و معنوی آن‌چنان ابعاد‌ِ وحشیانه‌ای به خود گرفت که سرکوب‌های امپراتوری‌ِ غیرمسیحی روم علیه مسیحیت در هم‌سنجی با سرکوب‌های امپراتوری‌ِ مسیحی علیه گنوسی‌های مسیحی بسان‌ِ «نوازش» بود. اکنون این پرسش پیش می‌آید که مگر گنوسی‌ها چه می‌گفتند که این چنین مورد خشم و نفرت‌ِ کلیسای رسمی قرار می‌گرفتند؟

ادامه مطالعه …

گفت‌وگو با کارل هاینتس اولیگ

ترجمه و مقدمه: یاسر میردامادی (۹ تیر ۱۳۹۲)

منبع: رادیو زمانه

 مقدمه: حسن یوسفی اشکوری، روشنفکر دینی و تاریخ‌پژوه ایرانی مقیم آلمان، در یکی از نوشته‌های اخیرخود[۱] با اشاره‌ای گذرا به بحث “انکار وجود تاریخی محمد” در حاشیه چنین می‌نویسد: «[...] تاکنون هیچ محقق و مورخی (حتی نامسلمانان) وجود تاریخی محمد بن عبدالله را در قرن هفتم میلادی در حجاز انکار نکرده. [...] در سالیان اخیر شخصی به نام “کالیش” در آلمان از مسیحیت به اسلام گروید و سالیانی استاد اسلام‌شناسی دانشگاههای این کشور بود و آنگاه در سیر فکری خود وجود تاریخی محمد را انکار کرد ولی باز هم خود را مسلمان می‌دانست و در نهایت رسما اعلام خروج از اسلام کرد.» این داوری (مبنی بر این‌که «هیچ» مورخی تا کنون وجود تاریخی محمد پیامبر را ردّ نکرده است)، گرچه باوری رایج است اما خطا است زیرا نه فقط چند سطر بعد خود نویسنده از پژوهشگری آلمانی به نام اِسوِن کالیش (‪Sven Kalisch) نام می‌برد که منکر وجود تاریخی محمد پیامبر گردیده[۲] و بدین شیوه، داوری کلی چند سطر پیش خود را نقض می‌کند، بلکه هم‌چنین می‌دانیم کالیش نه یگانه محققی است که در وجود تاریخی محمد پیامبر تردید پژوهشگرانه روا داشته و نه برجسته‌ترین آن‌ها است.

ادامه مطالعه …

مزدک بامدادان

پیشینه بگومگو بر سر پیرایش‌پذیری اسلام را می‌توان تا دوره روشنگری در سالهای پادشاهی ناصرالدین شاه پی گرفت. یکی از نخستین کسانی که در این زمینه نگاه را از باورهای کهنه هزار ساله برگرفته و به اسلام و بازتاب آن در زندگی روزانه ایرانیان با نگاهی نو و دانشپایه پرداخته، میرزا فتحعلی آخوندزاده است. آخوندزاده در “مکتوبات” که به یک شاهزاده پندارین ایرانی نوشته شده است، موبمو پیوند واپسماندگی ایرانیان و دیگر مردمان مسلمان را با باور آنان به اسلام می شکافد و برمی رسد. او از جلال الدوله پندارینش می پرسد:

«به تکلیف سعد وقاص اسلام را قبول کردیم تا در هر دو عالم به شادی و شاهی بوده باشیم. از عالم آخرت که هنوز خبری نداریم٬ ولی از عالم دنیا٬ آنچه واقع است این است که از هجرت تا این زمان به ایرانیان مصیبت هایی رسیده است که در هیچیک از صفحات دنیا خلق بدانگونه مصائب گرفتار نگریده است [...] و تازه تنها اهل ایران نیستند٬ خود عربها به چه روز رسیدند! حالا در دنیا گمنام تر و بدبخت تر از آنها کمتر طایفه ای میتوان یافت. پس چرا اسلام مایه سعادت ایشان نشد؟ الحال همه آنها گرسنه و برهنه٬ بی علم و بی هنر٬ در گوشه ای افتاده میمانند. هرگاه در بت پرستی باقی میبودند یحتمل به روزی رسیده بودند» (۱).

ادامه مطالعه …